اصطلاحات و ضرب المثلهای رايج در سنقر           بازگشت

                          ****************************************************                   

1.آت المه می آخور باغلياو

(هنوز) اسب نخريده آخورش را می بندد.

قبل از رسيدن به اصل مقدمات فرع را فراهم مي كند

 

2. ايوزي بيجه اوخيجين سيونری بيجه كوجيجين

با همه خردي حرفهاي بزرگ (حكيمانه) مي گويد.

معادل: فلفل نبين چه ريزه .....

 

3.اون ديرمانه بيجه بتمان اوني يوخ.

در ده آسياب يك من آرد ندارد

معادل : آه در بساط ندارد.

 

4.ايولماغ بي گون ، شيون بي گون

مردن يك روز است و شيون يك روز

معادل:بالاتر از سياهي رنگي نيست

 

5.ساوغ دمر ديوگماغ

آهن سرد كوبيدن

معادل : آب در هاون كوبيدن

 

6. سينوغ قلي بوينه باغله له

دست شكسته را به گردن مي بندند

معادل : دست شكسته وبال گردن

 

7. سنه خير گورن تاري ره بلا گوري

آنكه از تو خير ببيند از خدا بلا مي بيند (خير نيستي)

نظير: اگر خير داشت اسمش خيرالله بود.

 

8. فيل ايسين هندوستان يوليني لقه لر

آنكه فيل بخواهد راه هندوستان را بايد بپيمايد

نظير: هر كسي طوطي بخواهد جور هندوستان كشد.

 

9.قزم سنه ديام ، گلينم سه ايشر

دخترم به تو مي گويم عروسم تو بشنو

معادل: در به تو مي گويم ، ديوار تو بشنو

 

10.قوش قاناتنه ياغچيري

پرنده با بالهايش زيباست

تاكييد بر گرامي داشتن اقوام و بستگان دارد.

 

11.پيونه چي اياغ يالان اولي

پينه دوز پا برهنه مي شود.

نظير : كوزه گر از كوزه شكسته آب مي خورد

 

12.گوري يوخ كي كفني اوله

گور ندارد تا چه رسد به كفن

نظير:آه ندارد كه با ناله سودا كند

 

13.منم آتمنه باغلاو خان آتي قدنه

اسب مرا هم پيش اسب خان ببنديد.

معادل: با بزرگان پيوند خورده است

 

14.مفت طناف دوشسي گيرنه ، اوزيني بوغر

طناب مفت گيرش بيايد خود را خفه مي كند (مفت خور است)

معادل: مفت باشد اگرچه كوفت باشد.

 

15.يه كه لقمه آرمي بوغر

لقمه بزرگ آدمي را خفه مي كند

نظير: پا را به اندازه گليم دراز كن

 

16. ليلاجه باج ورمز

باج به ليلاج نمي دهد.

معادل : باج به شغال نمي دهد.

 

17. لالايي بيلاوسه نييه يوخو آپارمياو

اگر لالايي گفتن بلدي چرا خوابت نمي برد.

نظير: اگر بابا بيل زني باغچه خودت را بيل بزن

 

18.هم ياغله ، هم داغله

معادل : گاهي بع نعل بزن گاهي به ميخ

 

19.هر يولي بيجه يولچي بيلي

هر راهي را رهروي مي شناسد.

نظير: همه چيز را همگان دانند.

 

20.ياغ وارو سورت اوز چات قچووه

اگر روغن داري به ترك پاي خودت بمال

معادل:كل اگر طبيب بودي ، سر خودت را دوا نمودي

بازگشت